أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

299

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

چنان كه قصّهء پيغمبران گذشته و سير و مناقب و محامد ايشان گفت و باز گفت « 1 » آن را شكر خواند چنان كه رسول خداى فرمود : التّحدّث بالنّعم شكر « 2 » و من ذكره فقد شكره و من كتمه فقد كفره . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 148 تا 149 ] لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً ( 148 ) إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا قَدِيراً ( 149 ) ميگويد كه : خداى دوست ندارد كه كسى بر كسى دعاى بد كند الّا آنكس كه برو ظلم كرده باشند و مرورا رخصت بود كه بر ظالم دعا كند و خداى تعالى شنواست مى شنود جهر آنكس كه برو سخن بد ميگويد و داناست بضماير و اسرار ايشان مجاهد گفت : مراد ميهمانست كه فرو آيد و ميزبانيش نيكو نكنند خبر دهد مردمان را بدانچه با او كرده باشند چنان كه شاعرى گفت چون از بر ممدوح خود بشكايت باز گشته بود : ماذا أقول إذا سئلت و قيل لى * ماذا أصبت من الجواد المفضل إن قلت أعطانى كذبت ، و إن أقل * بخل الجواد بماله لم يجمل فاختر لنفسك ما تريد فانّنى * لا بدّ مخبرهم و ان لم أسأل و سدّى گفت : مراد آنست الّا آنكس كه انتقام كشد و تشفّى كند و اين قول از باقر روايت كرده‌اند « 3 » . در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مردى بگذشت كه با كسى خصومت ميكرد و برو سفاهت ميكرد و آنمرد ميگفت : حسبى اللّه ؛ حسبى اللّه ، رسول او را گفت :

--> ( 1 ) - « باز گفت مصدر مرخم است و مراد باز گفتن است كه تحدث و نقل كردن باشد » . ( 2 ) - - تا اينجا يك حديث است و از اينجا ببعد نيز حديث ديگر است و هر دو نبوى است چنان كه در ابو الفتوح تصريح كرده است و بعد از ذكر حديث دوم گفته ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 66 ، س 4 ) : « و از اينجاست آنچه حكايت كرده‌اند از امير المؤمنين عليه السلام و اهل البيت او چون در آن شبها طعام مسكين و يتيم و اسير دادند ايشان را گفتند : لا نريد منكم جزاء و لا شكورا ، ما از شما پاداشت چشم نميداريم و باز گفت توقع نميكنيم ، و در تفسير اهل البيت آمد كه اين حديث به زبان نگفتند و در دل داشتند چون خداى تعالى از دل ايشان يقين و صفا شناخت از آنچه در دل ايشان بود خبر داد چون ايشان از سائل طمع شكر و جزا نداشتند حق تعالى گفت : اين جزا من بدهم و اين شكر من بگويم ان هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورا » . ( 3 ) - - اين روايت صادر از باقر عليه السلام را كه مصنف ( ره ) اشاره كرده حمل بر آن كرده اند كه ميزبان رعايت شأن مهمان را نكند و رفتار او با وى در حكم اهانت به او بشمار رود .